آیا او زشت نبود؟ شانه های پهن، با گردن کوتاه، سر حجیم، بینی کشیده. تیره، با دست های مودار و ناخن های پهن. نگاه می کرد، می ایستاد و راه می رفت و همیشه کمی خمیده بود. در خانه او را اسپانیل صدا می زدند و معنایش را نمی دانستند. اما نگاه دوست او وگلر کاملا متفاوت بود. در عمارت برونینگ لحظاتی از تنش، انفجار، اعترافات رخ داد - به طور خلاصه، اولین مورد از آن شکاف ها بین بتهوون و دوستانش بود که قرار بود خیلی بیشتر از این اتفاق بیفتد.