تصور اینکه پدربزرگها و مادربزرگها روزی جوان بودهاند، خیلی سخت است. مامانبزرگتان را با ماتیک صورتی و موهای بلند سیاه و کفشهای پاشنهبلند جیر تصور کنید که با پدربزرگتان با شلوار جین پاچهگشاد و پیراهن مردانهی جذب قرار داشتهاند. فکرش را هم نمیشود کرد. آنها شاید از سختیهایی که در گذشته کشیدهاند، اینکه زندگی قدیم چطوری بوده و از موفقیتهایشان حرف بزنند و بخواهند بهتان درس زندگی بدهند، اما هیچوقت از چیزهای باحال حرف نمیزنند؛ از شیطنتهایشان، حقههایی که بلد بودهاند، خوشگذرانیهایی که کردهاند و...