
دخترک موفرفری یک سوسمار سبز دارد که پدرش آن را از مغازهی اسباببازی فروشی خریده است. دخترک سوسمار را دوست ندارد، از او میترسد و فکر میکند که سوسمار میخواهد او را بخورد. اما سوسمار عروسکی مهربان و خوشقلب است که میخواهد با دخترک دوست شود و با او بازی کند. حالا او باید فکری کند تا اعتماد دخترک را جلب کند و بتواند با او و دیگر عروسکها بازی کند. بااینحال، جلب اعتماد چندان ساده نیست و اگر سوسمار بهجا و درست عمل نکند، ممکن است ترس دخترک بیشتر از قبل شده و این به قیمت جان سوسمار تمام شود. سید نوید سید علی اکبر در کتاب من مامانت را نخوردم داستانی تخیلی از نگاه یک عروسک نگاشته که تلاش میکند دوستی و اعتماد یک دختربچه را جلب کند. کتاب من مامانت را نخوردم داستانی تخیلی، ساده و سرگرمکننده از مواجههی یک دختربچه با عروسکی است که احساس ترس را در وجود دختر ایجاد میکند. نویسنده، داستان را با نگاهی متفاوت پردازش کرده است. به صورتی که این، اطرافیان دخترک نیستند که سعی میکنند احساس ترس را از بین ببرند؛ بلکه خود عروسک است که تلاش میکند با دخترک ارتباط برقرار کند. همین نگرش تازه بر جذابیت داستان افزوده و آن را کتابهای دیگر در این سبک و ژانر متمایز کرده است. تصویرگری جذاب و رنگارنگ روجا علیزاده از دیگر نقاط قوت این اثر است که با فضای داستان هماهنگی کامل دارد.