
به گزارش روابط عمومی انتشارات علمی و فرهنگی: منصوره نظارتیزاده، باستانشناس و نویسنده کتاب غار کلماکره، در گفتوگو با روابط عمومی انتشارات علمی و فرهنگی، با اشاره به روند شکلگیری این اثر گفت: در سالهای پایانی دهه هفتاد، فعالیت خود را در میراث فرهنگی استان لرستان آغاز کردم. موضوع قرارداد من، حفظ و مرمت 13 شیء نقرهای مربوط به غار کلماکره بود. من دانشآموخته رشته مرمت اشیای تاریخی هستم وطبیعتا پیش از شروع هر عملیات مرمتی، باید مطالعات دقیق و تطبیقی انجام داده شود. وقتی مطالعه درباره این اشیا را آغاز کردم، متوجه شدم تقریباً هیچ اطلاعات دقیقی درباره آنها وجود ندارد و همین موضوع کنجکاوی مرا بیشتر کرد.
او ادامه داد: در آن زمان دکتر احمد پرویز، یکی از باستانشناسان برجسته کشور، مشغول تهیه شناسنامه و ساماندهی اشیا در قلعه فلکالافلاک بودند. با توجه به تخصص ایشان، به سراغشان رفتم. پرسش ذهنی من برای ایشان نیز جالب بود و به همین دلیل همراه هم شروع به پژوهش در این حوزه کردیم. دکتر پرویز با مهارت خود دادههای بسیار ارزشمندی گردآوری کرد و ما به این نتیجه رسیدیم که لازم است اطلاعات کاملتری درباره این اشیا فراهم کنیم. از همین رو، من، آقای مسعود دارابی مسئول آزمایشگاه و دکتر پرویز همپیمان شدیم تا روی اشیای تاریخی غار کلماکره در فلکالافلاک مطالعهای جامع انجام دهیم.
نظارتیزاده افزود: حتما میدانید که گنجینه غار کلماکره لرستان یکی از شش گنجینه بزرگ جهان است. برای ما پرسش این بود که چرا درباره چنین مجموعه ارزشمندی داده مشخصی وجود ندارد و چرا بهدرستی به جهان معرفی نشده است. غیر از کتاب آقای بشاش، دو مقاله خارجی که دکتر مهرداد ملکزاده در اختیار ما گذاشتند، و گزارشهای آقای معتمدی و رئیس وقت میراث فرهنگی، تقریباً هیچ منبع دیگری وجود نداشت. همین خلا اطلاعاتی ما را مصممتر کرد تا بر مطالعه دقیق اشیا متمرکز شویم.
او با اشاره به دشواریهای مسیر پژوهش گفت: این اشیا فوقالعاده ارزشمندند، اما ما در طول پژوهش تقریباً هیچ حمایتی نه مالی و نه علمی دریافت نکردیم. طبیعی است که وقتی سه نفر تصمیم میگیرند سالهای حرفهای عمر خود را وقف چنین کاری کنند، با مشکلات زیادی روبهرو شوند. از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از این گنجینه به موزههای خارجی، از جمله موزه لوور، منتقل شده است. بهدست آوردن اطلاعات درباره اشیای خارج شده از کشور بسیار دشوار بود. به همین دلیل شخصاً سفری به لوور داشتم و بخش مهمی از بررسیهای لازم را در همان سفر انجام دادم.
او تأکید کرد: این 20 سال مطالعه بدون کوچکترین حمایت مالی انجام شد. با این حال، من به این باور رسیدهام که هر پژوهشگری رسالتی دارد و رسالت ما سه نفر این بود که گنجینه کلماکره را به همگان معرفی کنیم. متأسفانه به دلیل غارتی که از این غار صورت گرفت، این گنجینه در زمان خود به جهانیان معرفی نشد؛ اما خوشحالم بگویم افرادی که کتاب را مطالعه کردهاند معتقدند این اثر میتواند مرجعی جامع برای کسانی باشد که میخواهند درباره غار کلماکره و گنجینه ارزشمند آن اطلاعات دقیق بهدست آورند.
او در توضیح اهمیت مجموعه گفت: مجموعه کلماکره بزرگترین مجموعه اشیای نقرهای کتیبهدار جهان است و این مزیت بزرگی محسوب میشود. یافتههای ما باعث شد به وجود یک شاهکنشین به نام سِمَتیها پی ببریم و توانستیم حکمرانان این منطقه را نیز شناسایی کنیم. مسلم است که اگر تنها یک یا دو شیء یافته شده بود، چنین شناخت دقیقی حاصل نمیشد.
نظارتیزاده با اشاره به ویژگیهای طبیعی غار گفت: اگر تصاویر کتاب را نگاه کنید، متوجه میشوید که غار کلماکره فضایی باشکوه دارد. اگر شرایط زمان کشف غار و امکان ورود و بررسی آن توسط میراث فرهنگی، امروز نیز برقرار بود، میتوانستم با قاطعیت بگویم این غار میتوانست به یکی از بزرگترین جاذبههای منطقه تبدیل شود. اما متأسفانه پس از کشف و غارت اولیه، قاچاقچیان بارها به آن هجوم بردند و بخشهایی از غار را تخریب کردند؛ موضوعی که به زیبایی بصری را آسیب زده است. با این حال، حتی در وضعیت کنونی نیز غار جذابیتهای بسیاری برای مخاطبان دارد.
او درباره چگونگی ارتباط با انتشارات علمی و فرهنگی نیز گفت: داستان آشنایی ما با این انتشارات جالب است. مرحوم سیروس پرهام، که مدتی در این انتشارات فعالیت میکردند، هنگام نگارش کتاب «سیری در هنر ایران» به موضوع کلماکره رسیدند و مقالهای را که ما در همایش باستانشناسی غرب ایران ارائه داده بودیم مطالعه کردند. چون من نویسنده و مسئول آن مقاله بودم، با من تماس گرفتند. وقتی فهمیدند اطلاعات گسترده تری در اختیار دارم، جلسهای در انتشارات گذاشتیم. نکته جالب این بود که با وجود ناقص بودن برخی دادهها، دکتر پرهام که واقعا «قدر زر زرگر شناسد» بهخوبی تشخیص دادند که مسیر پژوهش ما مسیری درست است.
وی ادامه داد: همانجا پیشنهاد شد کتاب کلماکره بهعنوان یک پروژه ویژه در انتشارات منتشر شود. در همان جلسه قرارداد بسته شد و ما روی گردآوری کامل دادهها تمرکز کردیم. شاید باورش سخت باشد، اما همین استقبال دکتر پرهام و انتشارات علمی و فرهنگی، ما را تشویق کرد تا دامنه مطالعات را گستردهتر کنیم. از موزه ملی مجوز گرفتیم و همه اشیای موجود را با همکاری پرسنل مطالعه کردیم. وقتی میگویم این پژوهش پشتوانهای 20 ساله دارد، دقیقاً منظورم همین مسیر طولانی و همراهی انتشارات علمی و فرهنگی است. جا دارد یادی کنیم از مرحوم سیروس پرهام که راه همکاری ما با این انتشارات را گشودند.