هنری بلند شده بود، مثل تارزان روی سینه اش کوبیده بود، فریاد کشیده بود، و بعد در رودخانه شیرجه زده بود. فاصله ای که تا رسیدن به سطح آب طی کرده بود، فاصله ی بین مرگ و زندگی بود.
هنری بلند شده بود، مثل تارزان روی سینه اش کوبیده بود، فریاد کشیده بود، و بعد در رودخانه شیرجه زده بود. فاصله ای که تا رسیدن به سطح آب طی کرده بود، فاصله ی بین مرگ و زندگی بود.