شرم، داستان کاوشگر دختر 12 ساله ای که خود نویسنده خواهد شد و تنها خاطره دردناکی که در سراسر او طنین انداز می شود، اینگونه شروع می شود: «پدرم سعی کرد مادرم را در یک روز یکشنبه در ماه ژوئن، در اوایل بعد از ظهر بکشد.» آنی ارنو با صدای غنی عاطفی داستانهای بزرگ و نگاه تحلیلی و تیز الماسگون یک دانشمند، بازتابی قدرتمند در مورد تجربه و قدرت حافظه خشونتآمیز برای تحمل زمان و تعیین مسیر زندگی ارائه میدهد. آخرین کتاب ارنو، بیرونیها، مجموعهای از مشاهدات دقیق برگرفته از برخوردهای ناشناس و لحظهای بود، اما اکنون، ارنو به دوران کودکی فرانسویاش، دنیای رمانهای زندگینامهاش «پاکشده»، «داستان یک زن» و «مردی» برنده جایزه رنودو بازگشته است.