اگر مردم یک جامعه اهل خرافات باشند، نان سیاستمداران و شیادان در روغن است... عزیز نسین (Aziz Nesin) در کتاب قمپز: سگی در سایه ارابه (Zübük: Kağnı Gölgesindeki İt) این موضوع را ثابت کرده است. زوبوک، هیچکارهی همهکارهای است که با دستکاری افکار عمومی، اهداف پلید خود را عملی کرده، ضرر و خسارت را برای مردم به جا میگذارد. روزی که زوبوکزاده وارد باشگاه معلمان میشود، همهچیز شروع به تغییر میکند؛ فساد بر شهر سایه میافکند و به نام دین، ایمان و سیاست، زندگی مردم را در سیاهی خاموشی فرو میبرد. این در حالی است که زوبوک شیاد، هرروز قدرتمندتر شده و نفوذ بیشتری در دستگاههای دولتی پیدا میکند. اما بیایید ببینیم ماجرای مردم شهر و زوبوک در نهایت به کجا میرسد... عزیز نسین در کتاب قمپز: سگی در سایه ارابه با خلق شخصیت زوبوک اشارهای غیرمستقیم به فساد موجود در نهادهای دولتی و تقسیم ناعادلانه و بیاساس قدرت میان عوامل حکومتی داشته و زوبوک را تجسمی آشکار از یک سیاستمدار پوپولیست بیسواد و فاسد قرار میدهد. خبر دستگیری او که میان مردم پخش میشود، شایعات گوناگون از جاهای مختلف درز پیدا میکنند. به این ترتیب شبکهای از اوهام و شایعات بیپایه، تبدیل به برگ برندهی زوبوک برای فریب مردم و رسیدن به قدرت میشود. بازنمایی هجوآمیز جامعهای که مردمانش به جای عقل، خرافه را معیار تصمیمات خود قرار میدهند، از ترس فرمانبرداری میکنند و به جای اتحاد، به جان یکدیگر میافتند، نکتهی کلیدی قمپز: سگی در سایه ارابه است که با زبان طنز و پرداختی دقیق و جذاب، روایت میشود. عزیز نسین با نوشتن این رمان، شیوهی کار سیاستمداران فاسد را به مردم یادآوری کرده و بهگونهای غیرمستقیم به خواننده درمورد بحرانهای مصنوعی که قهرمانانی تصنعی نیز دارند، هشدار میدهد. از این منظر رمان پیش رو انتخابی عالی است که در قالب داستانی سرگرمکننده و جذاب، پیامهای مهمی در رابطه با بیداری و آگاهی جمعی به ما میدهد. اگر میخواهید بدانید سرنوشت این مردمان و زوبوک چه میشود، خواندن این کتاب را از دست ندهید!