
تالاپ تالاپ، قلپقلپ، شلپشلپ، شولوپشلوپ... کتاب مسافر کوچولوی حدیث لزرغلامی پر از صداهای جورواجور و بامزه است. جوری که میشود با سروصدا آن را برای بچهها خواند و ساعتها سرگرمشان کرد. این کتاب ماجرای مادر تنهاییست که چیزی نمانده بچهی توی شکمش به دنیا بیاید و حالا نینی از همان درون دل مادر حرف میزند و رفیق تنهاییها و روزهای سخت او شده. نینی گولو نمادی از شور زندگی و اشتیاق بهدنیاآمدن و تجربهکردن است. او پر از سؤال است، پر از شیطنت و عشق به بازی. اما مادرش، با صدای گرم و نگران، هر بار او را به کمی صبر و تحمل دعوت میکند. گفتوگوی این دو، پر از نوازش زبانیست و در دلِ آن، روایت دیگری نیز جریان دارد؛ روایتی که در کلمات پنهان شده اما در تصویرها فریاد میزند: جنگ. دود، آوار، فرار، ترس... جهانی که کودک از آن بیخبر است، اما مادر درست وسط آن مهلکه در تقلا برای یافتن دمی آرامش و بهدنیاآوردن فرزند دلبندش است. در کنار لایههای عمیق و مفاهیم اجتماعی و احساسی داستان، کتاب مسافر کوچولو برای کودکان هم کارکردی ساده، شیرین و مهم دارد: این کتاب میتواند پلی باشد برای ارتباط میان کودک و نوزاد در راه یا حتی میان مادر باردار و جنینی که هنوز به دنیا نیامده. گفتوگوهای بازیگوشانهی نینی گولو با مادر، به کودکان کمک میکند تا حضور یک نوزاد جدید را درک و با آن احساس نزدیکی کنند. برای مادران باردار هم فرصتیست تا از خلال این قصه، فرزند بزرگترشان را با مفاهیم انتظار، مراقبت و عشق به نوزاد آشنا کنند. این کتاب با زبان کودکانه و صداهای بامزهاش، ترس و ابهام را از تولد و آمدن یک نوزاد میگیرد و آن را به تجربهای شیرین و قابللمس برای کودک تبدیل میکند.