معصومه یزدانی در کتاب یه سر و دو گوش تورتوری داستان تربچه را تعریف میکند که حوصلهاش چنان سر رفته که نگو! برای همین جلوی تلویزیون روی مبل دراز کشیده و با بیحوصلگی شبکههای تلویزیون را بالا و پایین میکند، تا اینکه در شبکهی چهار، تبلیغ یک حراجی را میبیند. تبلیغی که زندگی او را از این رو به آن رو میکند و روز بسیار هیجانانگیزی را برایش رقم میزند!